Lila Bastani Noshahr
- لیلا باستانی
- Mitglied Vereingung zur Verteigung der Menschenrechte im Iran VVMIran e.V. عضو کانون دفاع حقوق بشر در ایران و شبکه مدافعین حقوق بشر ایران
Thursday, September 10, 2020
Thursday, September 3, 2020
✋ به گزارش ایلنا، معاونت رفاه اجتماعی وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی، در گزارشی اعلام کرد که تا سال ۹۹، ۲۶ میلیون نفر از جمعیت کشور در فقر_مطلق زندگی میکردند. همچنین تا پایان این سال و با توجه به شیوع گسترده کرونا در کشور و خروج حدود دو میلیون نفر از بازار کار، تعداد افرادی که در فقر مطلق زندگی میکردند از ۲۶ میلیون نفر به حدود ۳۰ میلیون نفر رسیده است.
✋ بر اساس رقم اعلام شده در گزارش وزارت کار جمهوری اسلامی حدود ۱۰ میلیون خانوار زیر خط فقر زندگی میکنند. این در حالی است که بسیاری از کارشناسان اقتصادی آمار اعلام شده از سوی حکومت را غیرواقعی میدانند و وضعیت #تنگدستی در ایران را بسیار بدتر تخمین میزنند.
✋ افت ارزش پولملی و افزایش جمعیت زیر خط #فقر مطلق در حالی است که بر اساس قوانین بینالمللی #حقوقبشر تامین یک زندگی با استانداردهای لازم برای بهداشت، رفاه، خوراک، پوشاک، مسکن از جمله وظایف حکومتها است، که جمهوری اسلامی تا کنون در انجام آن ناتوان بوده است.


در هولوکاست شش میلیون یهودی کشته شد. اما پیش از آنکه حتی یک یهودی آسیب ببیند، حزب نازی شهروندان آلمانی را متقاعد کرد که مرگ یهودیان ــ و میلیونها روس و لهستانی و هزاران صرب، کولی، آلمانیِ سیاهپوست، معلول و همجنسگرا ــ ضروری است. حال این پرسش مطرح میشود که چطور میتوان جمعیتی را متقاعد کرد که این همه آدم را به طور نظاممند به قتل برسانند؟
سابقهی تنش میان یهودیان و مسیحیان به قرون وسطی بازمیگردد. مسیحیان یهودیان را در مرگ مسیح مقصر میدانستند و آنها را به نوشیدن خون مسیحیان در مراسم مذهبی متهم میکردند و با اشاعهی این افترا یهودیان را از جوامع خود اخراج میکردند. پس از پیدایش امپراتوری آلمان در اواخر قرن نوزدهم، جنبش «گروه قومی» به وجود آمد، جنبشی که ضرورتاً گروه واحدی را تشکیل نمیداد بلکه مجموعهای از عقاید دربارهی برتریِ نژادیِ آریاییها بود. رهبران این جنبش مردم را متقاعد کردند که آریاییها و یهودیان بر سرِ سلطهی جهانی با یکدیگر رقابت میکنند. عجیب نیست که در فرهنگ عامهی آلمانی در آن زمان یهودیان را «انگل» یا «موش» و در خور مرگ میدانستند.
یهودستیزی پس از شکست آلمان در جنگ جهانی اول گسترش یافت. در سالهای منتهی به هولوکاست، دستگاه پروپاگاندای آلمان (هم در قالب گفتار و نوشتار و هم در قالب تصاویر) شکست در جنگ را به گردن یهودیان میانداخت و آنها را عامل وضعیت بدِ اقتصادیِ آلمان معرفی میکرد. «همسایهی یهودی» به نوعی تهدید تبدیل شد، و خلاص کردن جامعه از شرِ آنهایی که از نظر نژادی «نامطلوب» بودند پاسخی معقول به مشکلات آلمان شمرده شد. در دههی 1920، «حزب ناسیونال سوسیالیست کارگران آلمان» که شاخهای از جنبش «گروه قومی» بود «یهودیان» را مسئول مشکلات گوناگون شهروندان عادی معرفی میکرد. در 25 سال بعدی، نازیها نظرات افراطیِ خود را رواج دادند و از طریق رسانههای جمعی اجماع گستردهای علیه یهودیان ایجاد کردند.
یوزف گوبلز، مسئول دستگاه پروپاگاندای نازی، از طریق سرمقالههای روشنفکرمآبانه، نامههای ارسالی به سردبیر، کاریکاتورها، و حتی کتابهای کودکان، آلمانیها را متقاعد کرد که اگر راهحلی برای «مشکل یهودیان» پیدا نکنند، نابود خواهند شد. روزنامهی خود گوبلز، Der Angriff، و روزنامهی رسمی حزب ناسیونال سوسیالیست کارگران آلمان، Volkischer Beobacter، از سال 1920 تا سال 1945 ابزار پروپاگاندای رسمی بودند. روزنامهی جولیوس استرایکر، Der Sturmer، که بین سالهای 1923 و 1945 منتشر میشد، شاید حتی از آنها هم بانفوذتر بود. این روزنامه، که مخاطبانش آدمهای معمولی بودند، با انتشار نامههای خوانندگانی که از یهودیان شکایت میکردند و خواهان کمک در برابر آنان بودند به شایعات علیه یهودیان دامن میزد. کاریکاتورهای یهودیان به قلم فیلیپ روپرِخت، که این آثار را با اسم مستعار «فیپس» امضا میکرد، پرطرفدار بود. در این تصاویر، یهودیان آدمهای کوتاهقد، چاق و ژولیدهای بودند که چشمهایی شبیه به خوک داشتند و سرگرم کارهای هولناکی مثل قتل کودکان و نوشیدن خون آنان بودند. در پایین همهی صفحات این روزنامه این جمله به چشم میخورد: «یهودیان عامل بدبختیِ ما هستند.»
جولیوس استرایکر علاوه بر این روزنامه، یک کتاب کودک هم به قلم قائممقام خود در روزنامه، ارنست هایمر، منتشر کرد. در یازده داستان این کتاب یهودیان با حیوانات زشتی مثل مارهای سمی و کرمهای نواری مقایسه شده بودند:
«یهودی نقش مشابهی در آدمهایی دارد که در آنها نفوذ کرده است. یهودی مفتخور و انگل است. درست همانطور که یک کرم نواری آدمها را از مواد غذایی ارزشمند محروم میکند، یهودی هم مردم را از داراییهای گرانبهای خود محروم میکند. دامداران یهودی خون کشاورزان را، که پایه و اساس جامعهی سالم را تشکیل میدهند، میمکند و آنها را از بین میبرند. یهودی تجارت و صنعت مردم را تصرف میکند. اخلاق مردم را خراب و جوانان را فاسد میکند. مردم به تدریج بیمار میشوند. یهودی همهی ثروت و نیروی زندگیِ مردم را از آنها میگیرد. اگر مردم نتوانند به موقع از شر کرم نواریِ یهودی خلاص شوند، از بین خواهند رفت.»
همانطور که این مثال نشان میدهد، افترا و استفاده از اصطلاحات انسانیتزداییکننده (مار، انگل)، بدگوییِ قومی یا نسبت دادن صفات نامطلوب به گروهی از مردم نمونههایی از نفرتپراکنی است. استفاده از زبان برای تشبیه اعضای نژاد یا قومی متفاوت به حیوانات یا ایجاد دوگانهی «ما در برابر آنها» بدرفتاری و خشونت علیه اعضای آن گروهها را عادی میسازد.
Tuesday, August 25, 2020
سالهای اول انقلاب آغاز تحجر بود، نه مدینه فاضله
پاسخ شیرین عبادی به راهحل پیشنهادی نماینده اصلاحطلبان:
«شیرین عبادی» برنده جایزه صلح نوبل و رئیس کانون مدافعان حقوق بشر، در پاسخ به اظهارات «مصطفی تاجزاده» فعال
سیاسی اصلاحطلب، یادداشت معترضانهای منتشر کرده است. تاجزاده در مناظرهای گفته بود که راهحل خروج از بحرانها و بنبست سیاسی امروز جمهوری اسلامی، بازگشت به ۳ سال نخستِ پس از انقلاب اسلامی است.
این حقوقدان با اشاره به اینکه «طبق قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، بنای حکومت بر آزادی نیست و حکومتی که ایدئولوژیک است نمیتواند آزادی را تحمل کند»؛ آغاز انسداد سیاسی امروز را نه از سال ۶۰، بلکه از نخستین روزهای انقلاب میداند.
شیرین عبادی در انتهای متن خود به ارائه راهکار مطلوب پرداخته و مینویسد: «[پیشنهاد مصطفی تاجزاده] راهحل نیست بلکه استمرار وضعیت فعلی است. راهحل آن است که به گذشته نگاه کنیم و ببینیم کجا اشتباه شده که به این انسداد سیاسی رسیدیم و راهِ رفته را بازگردیم.»
متن کامل یادداشت شیرین عبادی را در ادامه میخوانید
سالهای اول انقلاب آغاز تحجر بود، نه مدینه فاضله
آیا انقلاب اسلامی ایران در سالهای اولیهاش مدینه فاضلهای برای ایرانیان ایجاد یا تصویر کرد؟ آیا «همه ایرانیان» توانستند بعد از انقلاب از نعمت آزادی و برابری بهرهمند شوند؟ یا این نعمت فقط شامل حال عدهای شد که به سفره انقلاب دعوت شدند؟ آیا وعدههایی که پیش از انقلاب داده میشد در سالهای اولیه رنگی از واقعیت گرفت و بعد از چند سال که درگیریهای سیاسی به خشونت خیابانی و سرکوبهای پس از آن منجر شد به انحراف رفت؟ یا اینکه نطفه این انقلاب بر مبنای دیکتاتوری دینی به رهبری «روحالله خمینی» بسته شد و رویاهای بخش عظیمی از انقلابیون را ویران کرد؟
این مقاله پاسخی است به پیشنهاد «مصطفی تاجزاده» فعال سیاسی اصلاحطلب، که بازگشت به ۳ سال نخستِ پس از انقلاب اسلامی را راهحلی برای خروج از بحرانها و بنبست سیاسی امروز جمهوری اسلامی میداند.
مناظره
در یک مناظره آنلاین که در شبکه «انصاف نیوز» در تاریخ ۲۲ مرداد بین مصطفی تاجزاده و «فرخ نگهدار» صورت گرفت، مطالبی عنوان شد که به سادگی نمیتوان از کنار آن گذشت. از پرداختن به ایرادات مهمی که بر سخنان فرخ نگهدار وارد است فعلاً صرفنظر کرده و در این نوشتار فقط به سخنان مصطفی تاجزاده میپردازم.
آقای تاجزاده بدون اشاره به اینکه چرا انقلاب از آغاز به مسیر اشتباهی وارد شد، هنوز هم بر اشتباهاتی که او و همفکرانش در اوایل جوانی مرتکب شدهاند پافشاری میکند. به جانِ کلام در سخن او میپردازم که گفته: «آنچه امروز شاهد هستیم در یک مقطعی [به عقیده او خرداد ۱۳۶۰] عارض بر انقلاب شده است...» و ادامه میدهد که: «... پیش از آن یک دورهای آزادی داریم که قابل دفاع است. البته به صورت موردی مشکل هست اما به لحاظ اصولی، اصل بر آزادی نیروهای سیاسی است که این مسئله تحمیل شده...»
او دلیل این ادعا را شرکت نیروهای مختلف سیاسی در انتخابات اولین مجلس شورای اسلامی و اولین ریاستجمهوری میداند. سپس برای برونرفت از انسداد سیاسی کنونی، پیشنهاد میکند که: «... باید بتوانیم همان کارهایی که سال ۶۰ میکردیم انجام دهیم...» او بر این اعتقاد است که در جمهوری اسلامی، افراد صرفنظر از اینکه ضد مذهب باشند یا نباشند، حقشان است که در کشور فعالیت کنند.
ریشه مشکلات کجاست؟
جالب است که مصطفی تاجزاده هنوز هم چشم بر پایه مشکلات بسته و حاضر به دیدن حقایق نیست و با ارائه راهحل نادرست، اعتقاد دارد که اگر در مورد بنای حکومت جمهوری اسلامی بر استقلال و آزادی «حداقل تا سال ۶۰» به توافق برسیم، برای آنچه که باید کرد راحتتر توافق خواهیم کرد.
آقای تاجزاده! استقلال و آزادی شعار انقلاب بود که هرگز تحقق نیافت. کجا تیربارانهای پشتبام مدرسه رفاه و وقایع دردناک کردستان و ترکمن و دستگیری و قتل بهائیان مناسبتی با آزادی سیاسی مورد ادعای جنابعالی دارد؟ طبق قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، بنای حکومت بر «آزادی» نیست. حکومتی که ایدئولوژیک است (چه مذهبی و چه غیرمذهبی) نمیتواند آزادی را تحمل کند.
طبق قانون اساسی، مذهب رسمی حکومت ایران شیعه و الیالابد غیرقابل تغییر است (اصول ۲ و ۱۲). افرادی که خارج از مذهب رسمی باشند از رسیدن به بسیاری از مناصب دولتی محروم هستند. به عنوان مثال: رئیسجمهور باید شیعه باشد (اصل ۱۱۵) و خلاف اظهارات جنابعالی افراد غیرشیعه از جمله مسلمانان اهل تسنن حداکثر میتوانند یکی از داوطلبان شیعه را انتخاب کنند و به عنوان نمایش دموکراسی حکومت، در صف رایدادن بایستند. همچنین پیروان مذاهبی که به رسمیت شناخته شدهاند (زرتشتی، کلیمی، مسیحی) حق دارند فقط یک نماینده در مجلس شورای اسلامی داشته باشند (اصل ۶۴) البته مثالهای بیشتری هم میتوان زد که در حوصله این نوشتار نمیگنجد.
اگر جنابعالی با داشتن سوابق ممتد فعالیت سیاسی، «آزادی» را مصادف با «برابری» نمیدانید اشتباه بزرگی میکنید. بدون برابری چگونه میتوان به آزادی رسید؟ آیا افراد یا احزاب سیاسی آزاد هستند تا فردی که صراحتاً خود را مثلاً کمونیست یا مسیحی یا سنی معرفی میکند، به عنوان رئیسجمهور کاندید و انتخاب کنند؟ آیا یک ایرانی کلیمی را میتوان به عنوان رهبر انتخاب کرد؟ (اصل ۱۰۹) پاسخ مشخص است. بنابراین آنچه که در قانون اساسی فراموش شده، آزادی و برابری است. پس با افتخار بیان نکنید که تا خرداد ۶۰ آزادی داشتیم. کدام آزادی؟ آیا سرنوشت شوم بهائیان را فراموش کردهاید که نهتنها از رسیدن به مناصب و مشاغل دولتی محروم هستند بلکه از سایر حقوق هم در سالهای مورد نظر شما بیبهره بودهاند؟ آیا آنها ایرانی نیستند؟ پاسخی برای ۳۰۰ هزار ایرانی بهايی دارید؟
آیا میدانید که چه تعداد خداناباور و ایزدی در ایران زندگی میکنند که حتی حق ندارند عقاید خود را بیان کنند، چه رسد به حقوق سیاسی؟ بگویید آنها از چه حقوقی برخوردارند؟
شرطی برای همه حقوق
آقای تاجزاده! آیا نگاهی به فصل سوم قانون اساسی انداختهاید؟ بسیاری از حقوقی که برای ملت به رسمیت شناخته شده (از جمله آزادی بیان و تشکیل اجتماعات و راهپیمایی) موکول است به اینکه «مخل مبانی اسلام نباشد». از معنای این کلمات چگونه میتوان «آزادی» را استنباط کرد که به این قانون پوسیده افتخار کرده و پیشنهاد میکنید به سالهای قبل از خرداد ۶۰ بازگردیم؟ آیا میشد کتابی در تبلیغ بهائیت یا خداناباوری منتشر کرد؟ اینگونه کتابها «مخل مبانی اسلام» است. چرا آدرس غلط میدهید؟ چنین کتابهایی اگر در سالهای ۵۸ و ۵۹ چاپ میشد مسلماً مخفیانه و غیرعلنی بود و اگر گزمهگان حکومت متوجه میشدند، نویسنده و کتابفروشی و چاپخانه را با هم و یکجا آتش میزدند. کجا آزادی داشتیم؟
آقای تاجزاده! نگاهی به فصل هشتم قانون اساسی کنید تا بدانید اختیارات رهبر به گونهای است که او را حاکم بر جان و مال و ناموس مردم کرده و جایی برای مناصب انتخابی مردم باقی نمانده. از جمله مصوبات مجلس شورای اسلامی (بر فرض انتخاب واقعی نمایندگان) اولاً باید بر اساس موازین اسلامی باشد (اصل ۴) ثانیاً تشخیص این امر فقط به عهده فقهای شورای نگهبان است که مستقیماً از سوی رهبر انتخاب میشوند (اصل ۹۶). به عبارت دیگر بر فرض که تمام نمایندگان منتخب واقعی مردم باشند و همگی به مصوبهای هم رای دهند تا رهبر (از طریق شورای نگهبان یا مجمع تشخیص مصلحت نظام) با آن موافقت نکند، آن تصمیم قانونی نیست. با چنین قانونی بفرمایید که سهم مردم در اداره کشور چیست که معتقدید باید به سالهای قبل از خرداد ۶۰ بازگردیم؟
انصاف که نیست، کاش خجالتی در کار بود
از دست رفتن حقوق زنان اولین خسارت جدی انقلاب به نیمی از جامعه ایران یعنی زنان بود. اجباری شدن حجاب و از دست رفتن گامبهگام حقوقشان در قانون و همینطور در مقررات، بخشنامهها و شیوههای مدیریتیِ مردمحور، جامعه زنان را از صف اول انقلاب به جایی پرت کرد که خود را فریبخورده و بازنده اصلی انقلاب دیدهاند. جناب تاجزاده چطور رویش میشود در چشم این زنان نگاه کند و همه را دعوت کند به بازگشت به ۲ - ۳ سال اول انقلاب؟ او تظاهرات زنان در ماههای نخست بعد از انقلاب را فراموش کرده است؟ آیا شیوه حکومتداری روحالله خمینی را میشود الگویی برای بازگشت به سالهای پس از انقلاب دانست و از یاد برد که چه بلایی بر سر حقوق زنان آورد؟
چاره چیست؟
به پیشنهاد مصطفی تاجزاده، برای برونرفت از انسداد سیاسی کنونی باید به قبل از خرداد ۶۰ بازگردیم؛ که این موضوع با توجه به مطالب گفتهشده راهحل نیست بلکه استمرار وضعیت فعلی است. راهحل آن است که به گذشته نگاه کنیم و ببینیم کجا اشتباه شده که به این انسداد سیاسی رسیدیم و راهِ رفته را بازگردیم.
در سال ۱۳۵۸ اعضای مجلس خبرگان قانون اساسی با تائید خمینی انتخاب شدند تا طرح پیشنویس قانون اساسی را تهیه کنند. یعنی از همان ابتدا نظر و عقیده مردم ملاک انتخاب نبود و فقط رهبر بود که انتخاب میکرد و این بزرگترین اشتباه است که نتیجه آن قانونی شد که به وضعیت فلاکتبار کنونی دچار شدیم. اگر با انتخاباتی آزاد به مردم اجازه میدادند تا نمایندگان خود را برای تدوین قانون اساسی انتخاب کنند و سپس نتیجه کار آنان به نظرخواهی (رفراندوم) گذاشته میشد، مسلماً نتیجه بهتر از قانون فعلی میبود و اکنون دچار انسداد سیاسی نبودیم.
انقلابیون آن زمان فرعونی بر تخت قانون نشاندند که اکنون برای پایینآوردن آن هزینه گزافی را باید پرداخت و دردناکتر آنکه هنوز هم بسیاری از آنان حاضر به قبول اشتباه خود نیستند و راهحلهای پیشنهادیشان فقط مُسکن است، نه داروی شفابخش. ناچارم سخنی از سعدی وام گرفته و بگویم:
ای که پنجاه رفت و در خوابی
مگر این پنج روزه دریابی!
Monday, August 10, 2020

در هفتههای اخیر، مقامات ایران بر شدت آزار و اذیت بهائیان افزودند و حداقل ۷۷ نفر از پیروان آئین بهائی در سرتاسر ایران را مورد هدف قرار دادند از جمله: ناهید نعیمی( میثاقیان)، دیدار احمدی(نعیمی)، بشری مصطفوی( نعیمی)، شهریار عطریان، نوید بازماندگان، نیلوفر حکیمی، نورا پورمرادیان، بهاره قادری، … و این حرکت در حالی است که ایران همچنان با بحران کرونا مقابله میکند، چرا که انجام اینگونه فشارها آنهم در زمان بحران سلامتی بدون هیچ علت و توجیهی، بسیار ظالمانه و سئوال برانگیز است.
بهائیان ایران در همه استانهای مختلف کشور پیوسته تحت انواع تنگناهای اجتماعی و امنیتی قرار داشته و دارند و اینک شاهد بازداشت و احضار شدن های بی دلیل به دادگاه و مورد محاکمه قرار گرفتن های روزانه در استان های فارس، خراسان جنوبی، مازندران، اصفهان، البرز و یزد هستیم همراه با دریافت یک حکم تازه برای حبس در زندان های مختلف با انواع آلود گی ها و عدم امکانات لازم .
متاسفانه تمامی این اقدامات بر پایه اتهاماتی بیاساس است و تنها دلیل واقعی آن خصومت دیرینه با آئین بهائیت و آموزههای آن؛ آموزههایی که بر صداقت، برابری زنان و مردان، تضمین حقوق همۀ مردم و هماهنگی علم و دین تأکید دارد .
بیشتر بدانیم:
نامبردگان در تاریخ ۱۰خردادماه با ورود نیروهای امنیتی و شکستن درب منزل بازداشت و پس ازتفتیش وسایل شخصی و ضبط به همراه خانم یزدان مهدی آبادی، منزل پدرشوهر وی در شهرستان تفت را نیز مورد بازرسی قرار داده و تعدادی از وسایل شخصی او را هم با خود برده و به مکان نامعلومی منتقل کرده اند، بازداشتی همراه با رفتارهای توهین آمیز، بدون داشتن حق ملاقات و یا قرار وثیقه یا کفالت، بلکه پس از اتمام قرار نخست قاصی پرونده قرار بازداشت را به مدت یک ماه دیگر تمدید کرده است، اول خرداد ماه نیز منزل میترا بندی امیرآبادی (باغی) توسط ماموران امنیتی مورد بازرسی قرار گرفت و تعدادی از وسایل شخصی او را با خود بردند، گفتنی است یکی از جرایم منتسب به خانم هیوا یزدانی مهدی آبادی (بهی فر) “تدریس موسیقی به کودکان” است،
خانم بانی دوگال، نماینده ارشد جامعه جهانی بهائی می گوید: وقایع اخیر فشار زیادی به خانواده ها وارد کرده است، قرار دادن آنها در وضعیتی که مدام خطر زندانی شدن وجود دارد و رنج و درد عاطفی و روحی ناشی از چنین موقعیتی نیز فشار دیگری بر جامعه بهائیان است.
آزار و اذیت بهائیان ایران تنها به بازداشت های ناگهانی و اسارت های درازمدت در زندان خلاصه نمی شود،
بلکه معضلاتی چون : تخریب گورستان ها، پلمب مغازه ها اخراج از کار و ممنوعیت از تحصیل پیشتر، این ممنوعیت ها تنها در مقاطع دانشگاهی اتفاق می افتاد اما امروز شاهد ممانعت از ادامه تحصیل ادیب ولی، نوجوان ۱۵ساله ساکن کرج با معدل بالای ۱۹در پایه نهم و برنده چندین مدال در مسابقات رباتیک و هوش مصنوعی در داخل و خارج از کشورهم هستیم.
فعالان و مدافعان حقوق بشر در این کمیته با آموزه های برگرفته از سند و منشور جهانی حقوق بشر، بر این باورند که سکوت در برابر ظالم نیز نقض حقوق انسان های مظلوم است از اینرو با توجه به فشار های روز افزون نسبت به هموطنان بهائی کشورمان توسط دولت جمهوری اسلامی ایران، برخود لازم می دانند که فریاد رسای آنان شده و از سازمان ها و نهاد های حقوق بشری نیز دعوت می نمایند تا با همصدائی خود در جهت کسب حقوق انسانی وشهروندی پیروان آئین بهائیت ایران اقدام نمایند، طبق اصل ۲۳ قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران و ماده های ۱، ۲ و ۱۸ از منشور جهانی حقوق بشر.
اعتراض عفو بین الملل به مصونیت سازمانیافته شکنجهگران در ایران

سازمان عفو بینالملل روز چهارشنبه، ۲۴ شهریور، بیانیه مطبوعاتی تازهای تحت عنوان «ایران: بیعقوبت ماندن یک دهه مرگ در حین بازداشت؛ استمرار مصونیت سازمانیافته مرتکبان شکنجه از مجازات» منتشر کرد.
در این بیانیه آمده است که مقامات ایرانی در مورد دستکم ۷۲ فردی که از ژانویه ۲۰۱۰ در بازداشتگاههای نظام ایران جان خود را از دست دادهاند پاسخی ندادهاند.
عفو بینالملل تأکید میکند که بنا بر گزارشهای معتبر، این مرگها در پی شکنجه یا استفاده مرگبار از سلاح گرم و گاز اشکآور توسط مأموران رخ داده است.
این بیانیه میافزاید: «از آن زمان تاکنون حتی یک نفر از مقامات یا مأموران به خاطر این مرگها مسئول دانسته نشده و این نشاندهنده سابقه دیرینه نظام ایران در مصون نگاه داشتن مرتکبان قتل از مجازات است.»
عفو بینالملل میافزاید: «تنها چند هفته پیش بود که فیلم ویدئویی که از زندان بدنام اوین فاش شد، شواهد نگرانکنندهای از ضرب و شتم، آزار جنسی و سایر بدرفتاریهای زندانیان توسط مقامات زندان را به دست داد.»
Monday, August 3, 2020
اعلامیه جهانی حقوق بشر، کنوانسیون پیشگیری و مجازات جنایت نسل کشی، کنوانسیون بین المللی حذف تمامی اشکال تبعیض نژادی، کنوانسیون بین المللی حقوق سیاسی و مدنی، کنوانسیون بین المللی حقوق اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی، اعلامیه حذف تمامی اشکال تعصب و تبعیض مبتنی بر دین یا عقیده، و کنوانسیون حقوق کودک، و سایر اسناد بین المللی مربوطه که در سطح جهانی یا منطقه ای به تصویب رسیده واسنادی که بین تک تک کشورهای عضو سازمان ملل متحد منعقد شده، با الهام از مفاد ماده ٢٧ معاهده بین المللی حقوق سیاسی و مدنی مربوط به حقوق افراد متعلق به پیروان قومی، د ینی و زبانی، با توجه به این که ترویج و حمایت از حقوق افراد متعلق به پیروان ملی یا قومی، دینی و زبانی به ثبات سیاسی و اجتماعی کشورهایی که در آنها زندگی می کنند، مساعدت می کند،با تاکید بر این که ترویج و تحقق مداوم حقوق افراد متعلق به پیروان ملی یا قومی، دینی و زبانی، به عنوان بخشی لازم از توسعه جامعه به طور کلی و در چارچوبی دموکراتیک مبتنی بر حکومت قانون، به تقویت دوستی و همکاری بین مردمان و کشورها مساعدت خواهد کرد، با در نظر گرفتن این که سازمان ملل متحد در رابطه با حمایت از پیروان نقشی مهم برای ایفا دارد، با توجه به اقداماتی که تاکنون در نظام ملل متحد انجام شده، به ویژه به وسیله کمیسیون حقوق بشر، کمیسیون فرعی پیشگیری از تبعیض و حمایت از پیروان و نهادهایی آن به پیروی از معاهدات بین المللی حقوق بشر و سایر اسناد بین المللی مربوط به حقوق بشر در زمینه ترویج و حمایت از حقوق افراد متعلق به پیروان ملی یا قومی، دینی و زبانی تشکیل شده، مهمی با به حساب آوردن اقدامات که به وسیله سازمان های بین دولتی و غیردولتی در زمینه حمایت از پیروان و ترویج و پشتیبانی از حقوق افراد متعلق به پیروان ملی یا قومی، دینی و زبانی انجام می شود، نیب با شناخت ضرورت تضمین اجرای حتی موثرتر اسناد بین المللی حقوق بشر با توجه به حقوق افراد متعلق به پیروان ملی یا قومی، دینی و زبانی، این اعلامیه مربوط به حقوق افراد متعلق به پیروان ملی یا قومی، دینی و زبانی را اعلام می کند:
ماده ١
١ کشورها باید از موجودیت و هویت ملی یا قومی، فرهنگی، دینی و زبانی پیروان در سرزمین های خود حمایت ایجاد شرایط را برای ارتقای این هویت تشویق کنند.
٢ کشورها باید قوانین مناسب و تدابیر دیگر برای نیل به این هدف ها تصویب کنند.
ماده ٢
١ افراد متعلق به پیروان ملی یا قومی، دینی و زبانی (که از این پس به آنان به عنوان افراد متعلق به پیروان اشاره میشود ) حق دارند در نهان و به طور علنی، آزادانه و بدون مداخله یا هر شکل از تبعیض، از فرهنگ خاص خود بهره مند و برخوردار شوند، دین خود را اعلام و به آن عمل کنند، و به زبان خاص خود سخن بگویند.
٢ افراد متعلق به پیروان حق دارند به صورتی موثر در زندگی فرهنگی، دینی، اجتماعی، اقتصادی و عمومی مشارکت کنند.
٣ افراد متعلق به پیروان حق دارند به صورتی موثر در تصمیم گیری های مربوط به پیروان که به آن تعلق دارند یا به منطقه ای که در آن زندگی می کنند، به شیوه ای که با قوانین ملی ناسازگار نباشد در سطح ملی و، هر جا مناسب باشد، منطقه ای شرکت کنند.
۴ افراد متعلق به پیروان حق دارند انجمن های خاص خود را تشکیل دهند و حفظ کنند.
۵ افراد متعلق به پیروان حق دارند بدون هیچ تبعیضی با سایر اعضای گروه خود و با افراد متعلق به گرو ههای دیگر تماس های آزاد و مسالمت آمیز برقرار و حفظ آنند و با شهروندان سایر آشورها که با آنان پیوندهای ملی یا قومی، دینی یا زبانی دارند تما س های فرا مرزی برقرار آنند.
ماده ٣
١ افراد متعلق به پیروان می توانند حقوق خود را، از جمله حقوقی که در اعلامیه حاضر اعلام شده، به صورت انفرادی و همچنین در اجتماع با سایر اعضای گروه خود، بدون هیچ تبعیضی اعمال کنند
٢ در نتیجه اعمال یا عدم اعمال حقوق اعلام شده در اعلامیه حاضر هیچ زیانی نباید به هیچ شخص متعلق به یک پیرو وارد شود.
ماده ۴
١ کشورها، هر جا که لازم باشد، باید برای تضمین این که اشخاص متعلق به پیروان بتوانند تمام حقوق بشر و آزاد ی های بنیادی خود را بدون هیچ تبعیض و برابری کامل در مقابل قانون، به طور کامل و موثر اعمال کنند، تمهیداتی به عمل آورند.
٢ کشورها باید برای ایجاد شرایط مناسب به منظور توانمند ساختن اشخاص متعلق به پیروان به ابراز ویژگیهای خود و توسعه فرهنگ، زبان، دین، سنت ها و رسوم آنان تمهیداتی انجام دهند، مشروط بر این که روش ها و اعمال ویژه مغایر قانون ملی و متضاد با معیارهای بین المللی نباشد.
٣ کشورها باید تمهیدات لازم انجام دهند تا هر جا ممکن باشد، اشخاص متعلق به پیروان بتوانند امکانات کافی برای یادگیری زبان مادری خود یا برای داشتن دستورالعمل هایی به زبان مادری خود داشته باشند.
۴ کشورها باید، هر جا مناسب باشد، تمهیداتی در زمینه آموزش انجام دهند تا شناسایی تاریخ، سنت ها، زبان وفرهنگ پیروان موجود در سرزمین خود را تشویق کنند.
۵ کشورها باید تمهیدات مناسب انجام دهند تا اشخاص متعلق به پیروان بتوانند به طور کامل در پیشرفت و توسعه اقتصادی کشورشان شرکت کنند.
ماده ۵
١ سیاست ها و برنامه های ملی باید با توجه لازم برای منافع مشروع اشخاص متعلق به پیروان برنامه ریزی و اجرا شود.
٢ برنامه های همکاری و یاری بین کشورها باید با توجه لازم برای منافع مشروع اشخاص متعلق به پیروان برنامه ریزی و اجرا شود.
ماده ۶
کشورها باید در مسائل مربوط به اشخاص به پیروان ، از جمله، مبادله اطلاعات و تجربه ها، به منظور افزایش تفاهم و اعتماد متقابل همکاری کنند.
ماده ٧
کشورها به منظور حمایت از احترام به حقوق اعلام شده در اعلامیه حاضر باید همکاری کنند.
ماده ٨
١ هیچ موردی در اعلامیه حاضر نباید مانع از اجرای تعهدات بین المللی کشورها در ارتباط با اشخاص متعلق به پیروان شو د.
کشورها، به ویژه، باید تعهدات و الزاماتی را که براساس معاهدات و توافق نام ههای بین المللی که عضو آنها هستند برعهده گرفته اند، با حسن نیت انجام دهند.
٢ اعمال و ا جرای حقوق اعلام شده در اعلامیه حاضر نباید برخورداری همه اشخاص را از حقوق بشر و آزاد ی های بنیادی که در سطح جهانی به رسمیت شناخته شده اند، تحت تاثیر قرار دهد.
٣ تمهیداتی که برای تضمین برخورداری موثر از حقوق اعلام شده در اعلامیه حاضر به وسیله دولت ها انجام می شود، نباید با اصل برابری تصریح شده در اعلامیه جهانی حقوق بشر متضاد باشد.
۴ هیچ موردی در اعلامیه حاضر نباید چنان تفسیر و تعبیر شود که فعالیتی مغایر با هدف و اصول سازمان ملل متحد، از جمله برابری حاکمیت، تمامیت ارضی، و استقلال سیاسی آشورها را مجاز بداند.
ماده ٩
کارگزاری های تخصصی و سایر سازمان های نظام ملل متحد باید به تحقق کامل حقوق و اصول اعلام شده در اعلامیه حاضر، در حوزه های صلاحیت مربوط به خود، مساعدت کنند.