Lila Bastani Noshahr

Mitglied Vereingung zur Verteigung der Menschenrechte im Iran VVMIran e.V. عضو کانون دفاع حقوق بشر در ایران و شبکه مدافعین حقوق بشر ایران

Tuesday, September 14, 2021

 چرا جمهوری اسلامی بزرگ‌ترین تهدید علیه امنیت دیجیتال مردم است؟

 بخش قابل‌توجهی از زندگی امروزی بسیاری از ما، ازجمله شما که خواننده این نوشته هستید، در دنیای دیجیتال می‌گذرد و به محض باز کردن قفل گوشی هوشمندی که در دست داریم، وارد زندگی دیجیتالی می‌شویم که قوانین، عرف، عادت‌ها، نیازمندی‌ها، چالش‌ها و راهکارهای خاص خودش را دارد.

عمر این دنیای دیجیتال برای ما طولانی نیست، اما میزان تأثیر آن بر زندگی‌هایمان به‌قدری است که بخش قابل‌توجهی از ساعات شبانه‌روز را در آن می‌گذرانیم، اطلاعات مهم و محرمانه و شخصی‌مان را آن‌جا نگهداری می‌کنیم، اخبار و اطلاعات مؤثر زندگی را از آن‌جا می‌گیریم و تحت تأثیر اطلاعاتی که از زندگی دیجیتالی می‌گیریم، تصمیم‌های سیاسی و اجتماعی و فرهنگی برای خود می‌گیریم.

بدون تردید مقوله «امنیت» در زندگی دیجیتالی اهمیتی فزاینده دارد و بدون ارائه یک راهبرد جامع دربارۀ مفهوم امنیت نمی‌توان از خود و زندگی دیجیتالی‌مان محافظت کنیم.

راهبرد جامع

من امنیت دیجیتال در دنیای امروز را در یک راهبرد جامع به سه سطح تقسیم می‌کنم؛ امنیت حساب‌های دیجیتالی، امنیت ذهن و روان، و امنیت اطلاعات و اخبار.

شاید در گذشته امنیت دیجیتال صرفاً در حوزه امنیت حساب‌های دیجیتالی مانند امنیت ایمیل، شیوه‌های شناسایی مهندسی اجتماعی و فیشینگ، استفاده از پسورد قوی، داشتن نسخه پشتیبان از اطلاعات مهم، استفاده از آنتی‌ویروس امن و معتبر، به‌روز رسانی اپلیکیشن‌ها و نرم‌افزارها و موضوعاتی از این دست خلاصه می‌شد؛ اما زندگی دیجیتالی آنچنان با پیچیدگی همراه شده که امنیت حساب‌های دیجیتال صرفاً در حد قفل زدن بر درِ خانه و گاوصندوق محسوب می‌شود و یک قفل محکم و معتبر تضمین نمی‌کند که شما بیرون از خانه و در جامعه هم امنیت داشته باشید.

از آن‌جا که این روزها حوصله مخاطب کم و کمتر شده است - که البته حق دارد و دلایل متعدد سیاسی اجتماعی هم دارد - ترجیحم این است که در این نوشته از موضوع امنیت حساب‌های دیجیتالی عبور کنم، اندکی به بحث امنیت ذهن و روان بپردازم و بخش عمده را به امنیت اطلاعات و اخبار اختصاص دهم.

آزار آنلاین

موضوع امنیت ذهن و روان که با اذیت و آزار آنلاین به خطر می‌افتد، مقوله‌ای حساس و چندوجهی است که می‌تواند به آسانی دستاویز کسانی قرار بگیرد که از این مفهوم سنگری برای پیشبرد اهداف سیاسی می‌سازند. هم‌چنین موضوع آزار آنلاین ارتباط تنگاتنگی با آزادی بیان دارد و بخشی از دغدغه‌مندان آزادی را نگران می‌کند تا مبادا میدان دادن به مفهوم آزار آنلاین در نهایت منجر به نقض آزادی بیان شود و ابزاری باشد که به‌جای یک بستر رهایی‌بخش، فضای خفقان به بار آورد.

چنین پیچیدگی‌هایی نیاز به واکاوی هرچه بیشتر موضوع آزار آنلاین را نشان می‌دهد و من از شما دعوت می‌کنم شما هم درباره آزار آنلاین بیندیشید و یافته‌هایتان را با دیگران به اشتراک بگذارید.

آزار پدیده‌ای است که واجد ویژگی‌های مشخصی است، از جمله آن‌که باعث برانگیخته شدن احساس‌های ناخوشایند از جمله تحقیر، شرم، ترس و شبیه به آن شود و ادامه‌دار باشد یا به هرنحوی تکرار شود. آزار آنلاین هم شامل همین ویژگی‌هاست و با کمک همین شاخص‌ها می‌توانیم تشخیص دهیم که دست به آزار زده‌ایم یا هدف آزار قرار گرفته‌ایم.

به‌طور معمول اگر کسی به‌واسطه سن، معلولیت، جنسیت، نژاد، تمایلات جنسی، اندام، رنگ پوست، و عقیده هدف احساس‌های ناخوشایند قرار بگیرد، یعنی مورد آزار قرار گرفته است. زندگی دیجیتالی قاضی و دادگاه ندارد که اگر آزار رساندیم، محاکمه شویم و یا اگر آزار دیدیم، شکایت به جایی ببریم. شبکه‌های اجتماعی مانند توئیتر و اینستاگرام هم قوانینی حداقلی و در بسیاری موارد ناقص و ناکارآمد دارند که در زمینه زبان‌هایی مانند زبان فارسی کاستی‌های فراوانی دارند.

مفهوم آزار آنلاین یک مسئله فرهنگی-عرفی است که تا رسیدن به نقطه تعادل نیازمند آموزش و تمرین فراوان است. ایجاد حس شرم و تحقیر در دیگران به‌طور عمومی امر ناپسندی است و نباید ویژگی‌های شخصی افراد را دستمایه حمله به آنها قرار داد. آزار آنلاین درست مانند اذیت و آزار در دنیای غیردیجیتال تأثیر مستقیم و جدی بر زندگی افراد دارد و باعث آسیب‌های فراوانی شده است. اما موضوع به همین سادگی هم نیست!

آزار پدیدۀ مذمومی است اما باید تأکید کرد که هدف آزار قرار گرفتن مساوی با حقانیت و درستی سخنان فرد آزاردیده نیست. در فضای سیاسی اجتماعی کنونی ایران که حکومت در نقطۀ افراطی و ورای تصور از خشونت علیه مردم ایستاده، با تمام توان بر شیپور اذیت و آزار مردم می‌دمد، روزگار را بر مردم چون شام تار کرده و تنها پاسخش به هر دیالوگی سرکوب خون‌بار و خشونت‌بار است، انتظار واکنشی آرام و عاری از خشونت به گفتمان حامی جمهوری اسلامی تصوری آغشته به جهل یا فریب است.

در چنین فضایی اگر وارد گود شدید و مواضع چالش‌برانگیز گرفتید و در دفاع از حکومت جمهوری اسلامی قلم زدید، حق ندارید پشت مفهوم آزار آنلاین سنگر بگیرید و همۀ منتقدان‌تان را به کسانی که با تندی و تحقیر با شما برخورد کرده‌اند، تقلیل بدهید و با مظلوم‌نمایی برنامۀ سیاسی‌تان را پیش ببرید.

اگر انتظار تعادل دارید، خودتان هم باید با اعتدال رفتار کنید. نمی‌توانید مدام سمت حکومت بایستید، انتقادهای درست و بجا را نادیده بگیرید، تنها واکنش‌تان به انتقادها پرداختن به تندی‌ها باشد و هم‌زمان مدعی باشید که مظلوم واقع شده‌اید. چنین رویکردی خود یکی از عوامل ترویج خشونت است چراکه شما فضایی را خلق می‌کنید که منتقدان‌تان را برای دوری جستن از اتهام آزار آنلاین وادار به سکوت می‌کنید.

هرچند من شیوه‌های توهین‌آمیز و تحقیرآمیز را نمی‌پسندم و معتقدم با تکیه بر استدلال بهتر و مؤثرتر می‌توان گفتمان آزادی و دموکراسی را ترویج کرد و به پیش برد و نیازی به توهین و تحقیر نیست.

تحریف واقعیت

حوزۀ نهایی حوزۀ امنیت اطلاعات و اخبار است که از آن با «سواد رسانه‌ای» هم یاد می‌شود. ما به لطف شبکه‌های اجتماعی روزانه در معرض حجم بسیار زیادی از اطلاعات و اخبار هستیم که مستقیماً بر تحلیل ما از اوضاع و احوال جامعه و واکنش احتمالی‌مان به آن تأثیر می‌گذارد. اگر نتوانیم اطلاعات درست را از دروغ‌رسانی (دیس‌اینفورمیشین) و نیز غلط‌رسانی (میس‌اینفورمیشن) تشخیص بدهیم، در مسیر ناامن و پر از تله‌های تحلیلی خواهیم افتاد که می‌تواند هم زندگی دیجیتالی و هم زندگی آفلاین ما را به خطر بیندازد.

راه کسب سواد رسانه‌ای تمرین مداوم در داشتن نگاه انتقادی به اطلاعات و اخبار، اطمینان از منبع خبر، آشنایی با گفتمان‌های مختلف سیاسی و از همه مؤثرتر آشنایی با مغالطه‌هاست.


راه کسب سواد رسانه‌ای تمرین مداوم از جمله در نگاه انتقادی داشتن به اطلاعات و اخبار است

معمولاً هر خبر جعلی یا تحلیل حاوی دروغ‌رسانی (دیس‌اینفورمیشین) بر بستر یک یا چند مغلطه رخ می‌دهد که با شناسایی آن‌ها می‌توان مشت دروغ‌گو را باز کرد. بر اساس منابع معتبر، چهار شاخص برای تحریف واقعیت می‌توان در نظر گرفت. از آن‌جا که جمهوری اسلامی مهم‌ترین تهدید برای امنیت اطلاعات و اخبار به زبان فارسی است، تلاش می‌کنم با ارائه مثال این چهار شاخص را در رفتار و گفتار حامیان جمهوری اسلامی توضیح دهم.

۱. برچسب‌زنی برای بی‌اعتبار کردن مخالفان و در نتیجه زیر سؤال بردن گفتار آن‌ها

حامیان جمهوری اسلامی تلاش می‌کنند مخالفان‌شان را به شیوه‌های مختلف بی‌اعتبار کنند تا از این طریق،گفتار ایشان بی‌اعتبار شود و از تأثیر بیفتد. مثلاً به‌دروغ می‌گویند فرزاد کمانگر مبارزۀ مسلحانه کرده بود، نوید افکاری قتل کرده بود، اپوزیسیون جنگ‌طلب است، کشته‌شدگان آبان اموال عمومی را تخریب کرده بودند، یا انتشار دروغ‌های اخلاقی درباره مخالفان حکومت، یا این‌که رسانه‌های مخالف وابسته و خائن‌اند و بسیاری مثال‌های دیگر.

۲. منحرف کردن افکار عمومی

هر زمانی که جمهوری اسلامی با موضوعاتی که افکار عمومی درباره آن‌ها حساس شده مخالف است، تلاش می‌کند با ایجاد حواس‌پرتی و انتشار موضوعات انحرافی و موازی فضا را گل‌آلود کند و با هیاهو آن را به سود خود تغییر دهد.

مثلاً در اوج هشتگ «نه به اعدام» موضوع بازتأیید جنسیت محمدرضا فروتن مطرح می‌شود. این یکی از شیوه‌های نهادهای امنیتی است که نوعی سانسور و فریب محسوب می‌شود. در این شیوه خبر اصلی به حاشیه برده می‌شود و در کنار آن افکار عمومی درگیر حاشیه و سردرگمی می‌شود. یا مثلاً در یک موضوع مشابه دیگران را متهم می‌کنند: «همه‌جا برق قطع می‌شود؛ همه‌جا حکومت مخالفانش را می‌کشد؛ همه‌جا فقیر هست؛ همه‌جا زندانی سیاسی هست و بسیاری نمونه‌های دیگر».

۳. ایجاد فضای رعب و وحشت

از نمونه‌های مشهور، ایجاد فضای رعب و وحشت گراهای امنیتی دادن علیه فعالان مدنی و سیاسی مخالف جمهوری اسلامی در داخل کشور است؛ مثلاً تهدید کردن فعالان رسانه‌ای از سوی حسام‌الدین آشنا که به موضوع حمله سپاه به هواپیمای مسافربری اوکراینی و قتل ۱۷۶ نفر پرداخته بودند، یا تهدید روزنامه‌نگاران مستقل و آزار و اذیت خانواده‌های آنان یا ربودن روزنامه‌نگاران و فعالان مدنی و سیاسی مانند روح‌الله زم و قتل آن‌ها همگی مثال‌هایی هستند تا از بروز واقعیت و انتشار اطلاعات درست جلوگیری شود.

۴. تحریف واقعیت

هر زمانی که جمهوری اسلامی و حامیانش از واقعیتی خوش‌شان نمی‌آید، آن را تحریف می‌کنند. یک نمونه از تحریف واقعیت، راه‌اندازی روایت‌های موازی و جعلی است.

بزرگراه‌های تهران به دلیل اعتراضات آبان ۹۸ بسته بود اما حکومت می‌گفت بارش برف بزرگراه‌ها را مسدود کرده است؛ هواپیمای اوکراینی را با موشک زدند و ۱۷۶ نفر را کشتند اما می‌گفتند امکان ندارد هواپیمایی که با موشک زده شود به آن شکل سقوط کند؛ می‌گویند حجاب اجباری فرهنگ ایرانیان است و آن‌ها خودشان انتخاب کرده‌اند این‌چنین زندگی کنند؛ جمهوری اسلامی یک حکومت دموکراتیک است. همۀ این مثال‌ها نوعی تحریف واقعیت هستند که بخشی از واقعیت با دروغ آمیخته می‌شود تا یک روایت مطلوب حکومت ساخته و تبلیغ شود.

سخن پایانی

در هر سه سطح امنیت دیجیتال- حساب‌های دیجیتالی، امنیت ذهن و روان، امنیت اطلاعات و اخبار- جمهوری اسلامی خطرناک‌ترین تهدید به حساب می‌آید چراکه هم انگیزۀ کافی برای به خطر انداختن امنیت دیجیتال را دارد و هم با سوءاستفاده از اموال ملی توان لجستیکی آن را دارد که فعالانه هم علیه مخالفانش کمپین‌های بدنام‌سازی و تخریب شخصیت راه‌اندازی کند و هم با تحریف واقعیت و ارائۀ روایت‌های دروغین و مطلوب خود فضای گفت‌وگوهای مردمی را کنترل و منحرف کند.

برای مقابله با چنین تهدیدهایی باید شیوه‌های آن‌ها را شناخت و با چشمان باز در مسیر خنثی کردن این تهدیدها گام برداشت. این فرایند نیاز به تمرین و صبر و همدلی دارد و مسیری است پرپیچ‌وتاب و دشوار که با آگاهی روزافزون مردم، می‌توان از آن عبور کرد.

 

Sunday, September 12, 2021

 

نماینده مجلس: کسی‌ که دنبال عینک آفتابی و آلات موسیقی است، 

از ایران برود...

کمی پس از اعلام این ممنوعیتغلام‌علی آهنکوب‌نژاد، رئیس اتحادیه عینک‌سازان و عینک‌فروشان اهواز اعلام کرد که ورود «عینک آفتابی» هم به کشور ممنوع شده و این کالا جزء کالا‌های لوکس حساب می‌شود.
در همین رابطه، سیدکاظم موس، وی، نایب رئیس اول کمیسیون اقتصادی مجلس یازدهم در گفتگو با سایت دیده بان ایران به ممنوعیت واردات آلات موسیقی و عینک آفتابی واکنش نشان داد.
نایب رئیس اول کمیسیون اقتصادی مجلس یازدهم در باره ممنوعیت عینک آفتابی گفت: در خصوص ممنوعیت ورود عینک آفتابی، اگر مردم از آن استفاده پزشکی می‌کنند و توسط پزشک معالج توصیه به استفاده از آن شده است، در این مورد اشکالی ندارد. اگر یک مکانیسم در چارچوب قانون برای استفاده از عینک آفتابی تبیین شود، استفاده از آن اشکالی ندارد. وی در ادامه افزود: اگر عینک آفتابی نیاز مردم باشد، اشکالی ندارد البته با توجه به شرایطی که گفتم و اینکه ارز بر نباشد ورود آن به کشور هیچ اشکالی ندارد.
نایب رئیس اول کمیسیون اقتصادی مجلس یازدهم نایب اول رئیس کمیسیون اقتصادی مجلس یازدهم در رابطه ممنوعیت ورود ابزارآلات موسیقی به دیده بان ایران گفت: ورود آلات موسیقی به کشور به صلاح نیست، چون کشور ما جمهوری اسلامی است. چرا باید با وجود این همه شهدا و علمایی که داریم آلات موسیقی به کشور وارد شود؟ موضوع آلات موسیقی و لوازمی از این قبیل آقندر مهم نیستند که ما حتی برای آن وقت و ارزی خرج کنیم.
موسوی با تاکید بر این موضوع که صلاح نیست آلات موسیقی به کشور وارد شود، افزود: بنده صلاح نمی‌دانم که این لوازم به کشور وارد شود. بنده و همکارانم به عنوان خادم مردم دغدغه شب و روز ما فقط معیشت مردم است. وی در ادامه تاکید کرد: آلات موسیقی که جزء کالای اساسی نیست که ما ورودش را الزامی بدانیم. عینک افتابی و یا آلات موسیقی باشد یا نباشد هیچ تفاوتی در زندگی مردم ایجاد نمی‌کند. موسوی در پایان گفت: اگر افرادی که به دنبال آلات موسیقی یا امیال شخصی‌خودشان هستند، کشور‌های دیگر هستند می‌توانند از ایران بروند...

Wednesday, September 8, 2021

...آمنه شهبازی ۳۶ ساله و مادر سه فرزند، دو پسر و یک دختر بود

 از خاوران در دهه۶۰ تا آبان ۹۸، هرسال به جمع خانواده‌های دادخواه در ایران اضافه شد؛ خانواده‌هایی که عزیزان‌شان را در جریان اعتراضات یا در زندان از دست دادند و پس از آن مسیر زندگی‌شان دگرگون شد. مجموعهٔ مستندهای کوتاه «دادخواهی» روایت رنج دادخواهان کشته‌شدگان آبان است که هفتمین بخش آن به آمنه شهبازی و برادرش، مهدی، اختصاص دارد.

آمنه شهبازی ۳۶ ساله و مادر سه فرزند، دو پسر و یک دختر، بود. او در روز ۲۶ آبان ۱۳۹۸ در مارلیک کرج به‌قصد خریدن دارو برای دخترش «باران» از خانه خارج شد. در راه بازگشت مواجه شد با درگیری‌ای که بین معترضان و نیروهای امنیتی جریان داشت. آمنه به جوانی برخورد که یکی از پاهایش تیر خورده بود و به کمک نیاز داشت. خواست زخم پای جوان تیرخورده را ببندد که تک‌تیراندازان نیروهای امنیتی از بالای پشت‌بام به گردنش از پشت شلیک کردند و او را کشتند.

مهدی، برادر آمنه: یکی از افراد خانواده که رفته بود جنازه را شناسایی کند، دید همه‌جای بدن آمنه سالم است و جای تیر دیده نمی‌شود. دستش را انداخت زیر سر آمنه و متوجه شد دقیقا زیر گردنش سوراخ است طوری که دو انگشتش در حفره پشت گردن آمنه فرو رفت

برادر آمنه : بعد از چند روز ما مطلع شدیم که آمنه شهید شده. حتی به مادرم هم گفتیم آمنه حالش بد است و در بیمارستان بستری شده، اما مادرم همان لحظه گفت نه، آمنه را کشتند، چند روز هم هست از او خبر ندارم...

ادامه گزارش از رادیوفردا


Tuesday, September 7, 2021

 بازداشت کودکان، برای خاموش کردن صدای معترضان

صدای اعتراضات مردم خوزستان همچون اعتراضات گذشته با سرکوب و بازداشت معترضین روبرو شد. اما اینبار خواست معترضین چیز دیگری بود. اعتراض آنها، برخورداری از حقی بود که در همه جوامع از آن بعنوان حق اولیه زندگی نام برده میشود. آنهم حق دسترسی و برخورداری از آب آشامیدنی و بهداشتی که طی چند سال ‌گذشته از آنها دریغ شده است.
بدیهیست در چنین شرایطی جز آنکه همه اقشار جامعه از پیر و جوان، زن و مرد خواست به حقشان را بر سر مسئولین بی کفایتی که آنها را نادیده گرفته اند، فریاد بزنند، تا بلکه گوش شنوائی پیدا شود و کاری برایشان انجام دهد. اما راه حل دولت جمهوری اسلامی ایران همان راه حل همیشگی است، نیروهای امنیتی و انتظامی دستور داشتند برای پیشگیری از گسترش اعتراضات ابتدا اعتراضات مسالمت آمیز مردم خوزستان را سر کوب کرده و هم زمان  با قطع اینترنت مانع انتشار آن شوند. دست آخر هم با بازداشت و مجازات معترضین هدفشان کندن ریشه اعتراضات در جامعه بود.
اما خوزستان معترض به کم آبی حالا نگران بازداشت های شبانه و خودسرانه و مجازات های ظالمانه معترضینی است  که اینبار حتی به نوجوانان و کودکانش هم رحم نکرده اند .

بازداشت ‌های بی‌اساس جوانان و نوجوانان و کودکان معترض بی آبی خوزستانی، در سکوت رسانه‌ها انجام و ادامه دارد، متاسفانه ماموران دولتی شبانه به صورت بی‌وقفه به خانه‌های مردم هجوم برده و بدون ارائه دلیل و حکم قضایی، اقدام به بازداشت جوانان و نوجوانان می‌کنند.
با تاسف در میان بازداشت‌شدگان کودکان ۱۰ تا ۱۶ سال هم به چشم میخورد.
ایوب نمنوم ۱۲ ساله، مرتضی طرفی ۱۴ ساله، منصور دحیمی ۱۶ساله؛ نمونه ای از این کودکان بازداشتیهستند که علیرغم پیگیری‌های خانواده و نزدیکانشان تاکنون هیچ اطلاعی از سرنوشت آنها در دست نیست.
 کریم حسینی، نماینده اهواز در مورد اخباری که حاکی از بازداشت کودکان و نوجوانان و تقاضای وثیقه برای آزادی آنها شده، گفت آمار دقیقی از این افراد وجود ندارد، اما آن چیزی که ما در حال پیگیری هستیم برای همه افراد در همه سنین است که بازداشت شدند و در صورت عدم ارتکاب به جرم باید آزاد شوند.
دولت بجای محاکمه و برخورد با مسئولینی که عواقب بی خردیشان این نتایج را برای مردم این استان ببار آورده است، در اقدامی ظالمانه انتقامشان را از معترضین بی گناه  میگیرد و مسببین اصلی این خسارات را که در میان حاکمیت هستند به حال خود رها میکنند.
اعضای کمیته دفاع از حقوق کودک و نوجوان، اینگونه رفتار غیرانسانی را نسبت به کودکان و نوجوانان خوزستانی محکوم نموده و دولت جمهوری اسلامی ایران را به استناد اعلامیه  حفاظت از زنان و کودکان در وضعیت های اضطراری و درگیری های مسلحانه وکنوانسیون حقوق کودکان، متعهد به ممنوع شمردن حمله علیه زنان و کودکان و به کارگیری سلاح‌های کشتار جمعی و رعایت حقوق کودکان و نوجوانان است، دانسته و دولت مردان جمهوری اسلامی ایران را مکلف به اجرای تعهدات خود  بر اساس پروتکل ۱۹۲۵ ژنو و کنوانسیون‌های چهارگانه ۱۹۴۹ ژنو و سایر اسناد و مقررات حقوق بین الملل در قبال کودکان و نوجوانان می دانیم.

کمیته دفاع از حقوق بشر در ایران


Monday, September 6, 2021

مهاجرت اقلیت‌های دینی از ایران... "می‌روند که زندگی کنند"



جمعیت اقلیت‌های دینی ( سایر ادیان ) در ایران رو به کاهش است و چهل سال بعد از پیروزی انقلاب و روی کار آمدن حکومت جمهوری اسلامی، جمعیت شهروندان زرتشتی، یهودی ، کلیمی ، مسیحی ، بهائی ، اهل تسنن ، دراویش ... به یک سوم کاهش یافته است.

کوروش نیکنام، موبد زرتشتی و نماینده سابق مجلس ایران می‌گوید که بیکاری، محرومیت استخدامی، محدودیت آزادی و تبعیض‌های قانونی، نقشی اساسی در رشد منفی جمعیت این اقلیت‌ها دارد.

بر اساس اصل ۱۳ قانون اساسی "ایرانیان زرتشتی، کلیمی و مسیحی تنها اقلیت‌های دینی شناخته می‌شوند که در حدود قانون در انجام مراسم دینی خود آزادند و در احوال شخصیه و تعلیمات دینی بر طبق آیین خود عمل می‌کنند".

هرچند آماری رسمی از تعداد شهروندان زرتشتی، یهودی و مسیحی در ایران وجود ندارد اما به گفته کوروش نیکنام، جمعیت شهروندان زرتشتی در سال ۱۳۵۷ بیش از شصت هزار نفر بود که اکنون به بیست هزار نفر کاهش یافته است...

    Saturday, September 4, 2021

     هنر و هنرمند، کرونا و اندیشه طالب گونه

    نزدیک به دو سال از شیوع ویروس کرونا در جهان می‌گذرد و با وجود تلاش دولت‌ها و پزشکان، هر روز بر شمار قربانیان این ویروس مرگبار اضافه می‌شود. اگرچه غم از دست دادن عزیزان در هرجای دنیا سخت و طاقت فرسا است و خسرانی برای جامعه محسوب می‌شود، اما از دست دادن آنهایی که سرمایۀ فکری و فرهنگی یک جامعه محسوب می‌شوند، این خسران را دو چندان می‌کند.

    اول هفته “روز خبرنگار” بود و آخر هفته ” روز فرهنگ و هنر ” از نگرانی ترکیب کابینه جدید تا کارتونیست‌ها باز قلم را به تلخی و نبود آزادی مطبوعات بگردانند، طالب به کابل رسید برای فرهنگ و هنر اگر به پایتخت امیدی بود، آن هم با انتخاب شهردار جدید به نومیدی کشید. شاید در آینده بنویسند در طول تاریخ ادبیات و هنر ایرانی این همه ناله و غم انباشته نبوده است.

    مرز کشتار کرونا از روزانه ۷۰۰ نفرگذشت، صدا و سیما سنگ تمام گذاشت از نشان دادن مراسمی که خارجی ها گمان کردند دیسکوتک است با رقص نور و بدن‌های عریان (سینه زنی). اما در سویی دیگر تبلیغات بستنی چوبی چه زود حذف شد که مبادا کسی بدگمان شود.

    نزدیک شدن آمار به ۱۰۰ هزار کشته در اثر ابتلا به کرونا، گرچه باعث شد تا فرمان منع خرید واکسن‌های آمریکایی و انگلیسی لغو شود، اما رییس دولت جدید از وزیر بهداشت دولت قبل جلو زد و به تاکید اظهار داشت که نظر رهبری درست بود و واکسن ها خطرناکند.

    “ساندال” نویسنده رمان سرخ و سیاه فریاد برآورد که: تمامِ مفاهیم را اخته کردید به نفع آن آرمان‌های نخ‌نماتان. دیگر چه مانده برای ما؟

    وقتی دیگر عددها شده‌اند ورد روزمره و همه در حالِ دست و پنجه نرم کردن هستند با مرگی که «شمایان» فرش سرخ جلوی پایش انداختید و اجازه دادید داسش را راحت بچرخاند. این مرگ حق مردم نبود، من می‌گریم از ته جان. فقط اشک… مرگ کسب و کار شماست.

    کرامتی بازیگر سینما نوشت: واکسن گران بود ولی جان ما انسانها ارزان است.انقدر ارزان که حتی قتل عمدمان هم تاوان ندارد.

    پرویز پرستویی با عنوان این غم انگیزترین داستان کوتاه دنیاست، نوشت: در کشورم بیماران برای بستری شدن، منتظر مرگ بیماران دیگرند.

    کیهان کلهر در غمنامه ای بلند نوشت: در فراق کسی از خویشانم که بخاطر نبود واکسن کشته شده و نمی‌توانم حتی به رسم دلداریِ بازماندگانش، در مراسم تدفین او باشم. موسقیدان برجسته ایرانی افزوده: رفیق خوزستانی‌ امروز برایم نوشته نکند فراموش مان کنی کلهر. از رجالی که سقف معیشت بر ستون شریعت زده‌اند و قیمت جانمان را به حرام و حلال تعیین می‌کنند. از جماعتی که در همین نزدیکی دور هم جمع شده‌اند و کف به دهان آورده بر سر و سینه کوبان و نعره زنان شهادتِ حرم طلب می‌کنند. همایون شجریان فقط با چشمان اشکبار خواند، انگار پدر بود که فریاد می زد: فریاد می‌کنمو حدیث لزرغلامی شاعر، سرود:حالا سقوط کرده جهان از پل صراط طالب رسیده است به دروازه‌ی هرات شاید شکوفه گل نکند دیگر این بهار در شهر قندهار  اگر اهمال شما نبود امروز علی انصاریان، پرویز پورحسینی، کریم اکبری مبارکه، هوشنگ منصور خاکی، بیژن افشار، علیرضا موسوی، چنگیز جلیلوند، علی برقی فرشته طائرپور علی سلیمانی و… زنده بودندهفته به آخر می رسید که آشکار شد بتینا مظلومی، بازیگر و کارگردان جوان تئاتر هم، بر اثر ابتلا به کرونا درگذشت. بتینا نمایش‌های مردهای مردم و پیچ تند را به صحنه برد. مونا فرجاد که آخرین روزهای ابتلا به کرونا را سپری می‌کند گفته است دو نوبت واکسن زدم. ۱۶ روز بعد از تزریق دوم درگیر شدم. همه می‌دانیم واکسن، ایمنی کاملی ایجاد نمی‌کند و همچنان احتمال ابتلا به ویروس وجود دارد. فقط رنج بیماری را کاهش می‌دهد و جلوی مرگ را می‌گیرد ولی از ابتلا پیشگری نمی‌کند مگر اینکه دست کم هفتاد درصد جامعه واکسینه شده باشند.

    در یک رکوردگیری بی‌سابقه، کارتونیست‌های ایرانی امسال در روز خبرنگار – مصادف با به قتل رسیدن خبرنگار ایرانی در افغانستان به دست طالبان – که از قضا امسال همزمان است با بازگشت طالبان به قدرت- تمام نوآوری‌های خود را به کار بردند. قلم را در بند دیدند، پرونده‌هایی در قفس، ره گم کرده‌هایی در جزیره‌های متروک در محاصره کوسه‌ها، زندانیانی در سلول، خبرنگارانی کت‌بسته… مرگ و میر بر اثر کرونا که بسیاری آن را «کشتار» یا «قتل عام مردم» می‌خوانند با شدت و گستره‌ای بی‌سابقه ادامه دارد. پیر و جوان، ورزشکار و غیر ورزشکار، زن و مرد، سلبریتی و شهروند عادی، و حتی کودکان خردسال. این روزها، کرونا میان قربانیان خود تبعیض قائل نمیشود در شرایط کنونی که بسیاری آن را فوق بحرانی می‌خوانند، وزیر بهداشت می گوید همچنان روزهای سخت ‌تری در پیش است …ما با توجه به اصل 3 بند4 قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران تقویت روح بررسی و تتبع و ابتکار در تمام زمینه‌های علمی، فنی، فرهنگی و اسلامی از طریق تأسیس مراکز تحقیق و تشویق محققان اصل اصل 23 قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران تفتیش عقاید ممنوع است و هیچ‌کس را نمی‌توان به صرف داشتن عقیده‌ای مورد تعرض و موُاخذه قرار دارد و ماده ۲۵ اعلامیه جهانی حقوق بشر حق خوراک و مسکن و مراقبت های طبی و خدمات لازم اجتماعی برای همه و همچنین ماده ۳ حق حیات برای همه، و توجه به کنوانسیون برناین بی مسئولیتی و کشتار خاموش را که دولتمردان جمهوری اسلامی ایران مرتکب میشود، صریحأ محکوم می کنیم.

    کمیته دفاع از حقوق هنر و هنرمندان


    Thursday, September 2, 2021

     مدیران ناکارآمد، ناقضان واقعی حقوق ذاتی و شهروندی مردم ما

    فساد در ایران پس از انقلاب ۵٧ به طور فزاینده ای رشد کرده و چنان در زیر پوست مسئولان نا کارآمد جاخوش کرده‌ که دیگر نمی‌توانند هویت خود را از آن متمایز کنند. فساد در مسئولان ایران چنان گسترده و دامنه‌دار شده که  از دیدگاه سازمان شفافیت بین‌الملل، دولت جمهوری اسلامی ایران از نظر فساد داخلی در زمره فاسدترین کشورهای جهان قرار دارد.

    در بیش از چهار دهه ابعاد بی‌سابقه ای از فسادهای گوناگون در فرهنگ لغت ایرا پدیدار شد، واژه هایی همچون: اختلاس، رانت، پولشویی، کوه خواری، زمین خواری، فروش دریا، فروش کوه، غیب کردن دکل نفتی و… همین فسادها سبب شده، اخلاق اجتماعی به طور وسیع ضربه خورده و موجب افزایش بی‌عدالتی و فقر شده است.

    این فساد به همراه اجحافات و زورگویی اداری و نبود راستگویی موجب تباهی منافع عمومی گشته و مسخ معیارهای حرفه‌ای و پایمال نمودن منافع مردم و نفی لیاقت‌ها و مسلط بودن منافع ایدئولوژیک و دفاع از منافع و امتیازات گروه‌های اجتماعی و اداری خاص از ویژگی‌های این فساد است.

    ریشه این فساد را کجا باید جستجو کرد؟

    با اشاره به این ضرب المثل معروف پارسی که می گوید آب از سرچشمه گل آلود است می توان گفت ریشه همه این فسادها را می بایست در مدیران ناکارآمد و فاسد دولت جمهوری اسلامی ایران درهمه رده های مدیریتی جستجو کرد. مدیرانی که هیچ گاه به علت ناکارآمدی و فسادشان به طور جدی مورد سوال ومواخذه قرار نگرفته اند که اگر چنین بود می بایست تاکنون فساد و ناکارآمدی ریشه کن می شد. 

    تاکنون دستگاه قضایی برای هیچ مدیر ناکارآمد و فاسدی پرونده تشکیل نداده است؛ به عنوان مثال در جایی ثبت نشده که فلان مدیر دولتی با تصمیمات اشتباه خود  مجموعه تحت امر خود را  به ورشکستگی کشانده و دیگر صلاحیت مدیریت ندارد.هیچ جایی ثبت نگردیده است که در دوران مدیریت یک مدیر دولتی هزینه های آن اداره به صورت نامتعارف افزایش پیدا کرده و هیچ کارآمدی نیز بوجود نیامده است و جالبتر اینکه در پرونده کاری هیچ مدیری ثبت نگردیده است که به دلیل کوتاهی و تصمیمات اشتباه در دوران مدیریتی ، وی صلاحیت مدیر شدن در یک اداره یا سازمان دیگر را ندارد!؟ .

    مدیران ناکارآمد و فاسد در هر سه قوه هستند، و اهمیت هم ندارد که دولت یا مجلس در اختیار کدام طیف فکری باشد. در جامعه ای که هر نظری درباره مدیران، با محدودیت های جناحی و باندی سنجیده می شود، مدیران ناکارآمد بهترین فرصت را برای چرخش در پست های مختلف به دست می آورند.

    در چنین شرایطی، تقاضای جوانان برای کار با حفظ شخصیت و کرامت انسانی، تقاضای زوج های جوان برای داشتن خانه، خواست یک کودک یتیم برای تامین معیشت، تمنای یک نخبه دانشگاهی برای استفاده از دانش و تخصصش، درخواست کشاورزان برای حفظ زمین های کشاورزی  و… باید براندازی تعبیر شود، یا تداوم حضور مدیران ناکار آمد در چرخه مدیریتی کل کشور؟

    اعتراض های مردمی که غم آب و نان دارند باید براندازی تلقی شود، یا تلاش مدیران ناکارآمد دولت جمهوری اسلامی ایران برای فساد و ثروت اندوزی نامشروع ؟

    درحالیکه مدیران و مسئولان دولت جمهوری اسلامی ایران در همه بحرانهای پیش آمده بی لیاقتی و ناکارآمدی خود را به اثبات رسانده اند و تنها هنرشان افزایش نارضایتی مردم بوده، فقط می توان گفت که این مدیران در سایه توجهات و توجیهات جناحی خود، به سازمان و ادارات مختلف برده شده اند و در حقیقت یک اداره یا سازمان جدید برای نابودی در اختیار آنها قرار داده شده است. افرادی که در بدنه اصلی دولت هستند مسئول انتخاب این مدیران ناکارآمد هستند .

    ما فعالان حقوق بشر با استناد قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، اصل ٣ بند1 ایجاد محیط مساعد برای رشد فضایل اخلاقی بر اساس ایمان و تقوی و مبارزه با کلیه مظاهر فساد و تباهی. و اصل ٣ بند ١٠ ایجاد نظام اداری صحیح و حذف تشکیلات غیر ضرور. و به اعلامیه جهانی حقوق بشر؛ بخصوص ماده ٢: عدم تبعیض، ماده ٣: حق حیات برای همه، ماده ۶: ارزش انسانی در همه جا، ماده ٢٢: حق امنیت اجتماعی و همچنین اهداف ١٧ گانه سند ٢٠٣٠ سازمان یونسکو به ویژه هدف ۳– تضمین زندگی سالم و ترویج رفاه برای همه در تمام سنین و هدف ۸– ترویج رشد فراگیر و پایدار اقتصادی، اشتغال کامل و مولد و شغل مناسب برای همه ؛ خواستار اجرائی شدن اصول قانون اساسی جمهوری اسلامی، اعلامیه جهانی حقوق بشر و اهداف ١٧ گانه سند ٢٠٣٠ یونسکو و پایان دادن به این همه فساد اداری می باشیم .

    کانون دفاع از حقوق بشر در ایران