Lila Bastani Noshahr

Mitglied Vereingung zur Verteigung der Menschenrechte im Iran VVMIran e.V. عضو کانون دفاع حقوق بشر در ایران و شبکه مدافعین حقوق بشر ایران

Tuesday, January 4, 2022

-

 پتانسیل‌های قانون جوانی جمعیت در نقض حقوق کودک/ نینا مختاریان

پتانسیل‌های قانون جوانی جمعیت در نقض حقوق کودک/ نینا مختاریان

قانون‌گذاری یکی از ابزارهای ایجاد نظم در جامعه، اعمال اراده‌ی اکثریت، تضمین حقوق و آزادی‌های فردی و ایجاد بستری امن و آرام برای حیات فردی و اجتماعی اعضای یک جامعه به شمار می‌رود. برخلاف نظام‌های سیاسی خودکامه و تمامیت‌خواه که در آن‌ها تقنین و وضع قواعد با هدف و در راستای اِعمال حاکمیت و تحمیل اراده‌ی حاکمان صورت می‌پذیرد، در نظام‌های مردمی‌ــ‌عرفی وضع قواعد و مقررات الزام‌آور به منظور اعمال اراده‌ی اکثریت و خواست عموم مردم انجام می‌گیرد.

نگاهی گذرا به قانون حمایت از خانواده و جوانی مصوب ۱۴۰۰ این حقیقت تلخ را آشکار می‌کند که قانون‌گذار با وضع چنین قانونی صرفاً به دنبال اِعمال یک نوع نگاه و سیاست خاص در باب جمعیت و خانواده است و نگاهی دقیق‌تر به این قانون فاش می‌کند که مقنن برای دستیابی به اهداف خود، بسیار سخت‌گیرانه و غیرمنعطف عمل کرده.

مسائلی مانند ازدواج و فرزندآوری از جمله امور شخصی و مبتنی بر سلیقه و اراده‌ی مشترک اشخاص است؛ هرچند اعمال سیاست‌ها و پی‌گیری اهداف حاکمیت در این امور، آن هم صرفاً از طرق ارشادی و تبلیغی پذیرفتنی است، اما دخالت بیش از حد حاکمیت در این امور به ویژه از طریق ابزار قان‌ونگذاری، ضمن این‌که منجر به تضییق حقوق و آزادی‌های فردی می‌شود، تبعات ناگواری را به دنبال خواهد داشت.

بدیهی است خانواده‌هایی که در پی اجرای چنین قانونی تشکیل می‌شوند و کودکانی که در اثر اِعمال چنین قانونی پا به این دنیا می‌گذارند، تبلور اراده‌ی آزاد و واقعی اشخاص نخواهد بود و همین امر توالی فاسد بسیاری برای افراد و کودکانی که از پی این قانون می‌آیند، به دنبال خواهد آورد. کودکانی که با انگیزه و اراده‌ی مخدوش والدین در اثر تشویق‌های بی‌منطق و نامتناسب و تنبیه‌های شدید و سخت این قانون پا به عرصه‌ی وجود می‌گذارند، تبعاً از پشتوانه‌ی عاطفی و محبتی کافی و حتی لازم برخوردار نخواهند بود؛ علاوه بر آن والدینی که به طمع دست‌یابی به امتیازات و هراس از عقوبت‌های این قانون تصمیم به فرزندآوری می‌گیرند، چه بسا که صلاحیت، آمادگی و توان کافی برای اداره و تربیت کودکان خود را نداشته باشند.

بستری که قانون در آن اِعمال و اجرا می‌شود (اجتماع)، نقشی مهم و تعیین‌کننده در توفیق یا شکست قانون خواهد داشت؛ بر این اساس می‌توان گفت در جامعه‌ی ایران که با مشکلات عمیق اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی روبه‌روست و این معضل‌ها به نوبه‌ی خود آثار مخربی بر امید به آینده و انگیزه‌ی جمعی گذاشته‌اند، فضا و زمینه‌ی مناسبی برای فرزندآوری و افزایش جمعیت فراهم نیست و نگاه کمیت‌محور قانون‌گذار به مقوله‌ی جمعیت در قانون اخیرالتصویب نسل آینده را که ممکن است در اثر اجرای این قانون افزایش یافته باشد،  با جامعه‌ای روبه‌رو خواهد کرد که نه‌تنها آغوشی گرم و مطمئن به روی آن‌ها نخواهد گشود، که آن‌ها را از خود خواهد راند؛ چراکه آمادگی پذیرش این نسل کمیت‌محور را نخواهد داشت.

از دیگر مخاطرات جدی ناشی از اجرای این قانون می‌توان به ازدیاد کودکان دارای معلولیت و بیماری‌های سخت اشاره کرد. سخت‌گیری‌های فراوان و برخورد غیرمنعطف و ناکارآمد قانون‌گذار با مقوله‌ی غربالگری تا حدی است که این تصور را تصدیق می‌کند که برای قانون‌گذار صرف افزایش شمار نفوس، آن هم به هر قیمتی موضوعیت و اهمیت دارد و برای نیل به این هدف حتی حاضر به تحمیل رنج بیماری و معلولیت به خانواده و جامعه آینده نیز شده. گذشته از آن در جامعه‌ای که زیرساخت، امکانات و حتی فرهنگ مناسب برای پذیرش افراد معلول، کم‌توان و بیمار وجود ندارد، اصرار به ازدیاد جمعیت بی‌تردید به تعداد افرادی که امکان دست‌یابی به حقوق اولیه و انسانی خود را ندارند، خواهد افزود.

چالش جدی دیگری که اجرای این قانون در پی خواهد داشت، ناشی از امتیازات پیش‌بینی‌شده برای فرزندآوری است. بخش عمده‌ی مشوق‌های در نظر گرفته‌شده در این قانون تنها ممکن است برای طبقه‌ی فرودست و کم‌تر برخوردار جامعه انگیزه و رغبت به فرزندآوری ایجاد کند و در نتیجه شاهد تولد کودکان پرشمار در خانواده‌های آسیب‌پذیر و کم‌توان خواهیم بود. این امر به نوبه‌ی خود دوران کودکی سخت و پرچالشی را برای نسل حاصل از این قانون رقم خواهد زد و بیش از پیش موجب ایجاد نابرابری در میان کودکان جامعه خواهد شد.

یکی دیگر از روش‌هایی که قانون‌گذار در این قانون برای دست‌یابی به هدف خود (افزایش جمعیت) به آن متوسل شده و تلاش در ترویج و تحمیل آن داشته، کاهش سن ازدواج و فرزندآوری است. اولین نتیجه‌ی این روی‌کرد و سیاست تقنینی، افزایش کودک‌ــ‌همسری و تضییع حقوق کودکانی است که با ابزارهای تشویقی و تنبیهیِ این قانون تن به ازدواج‌های عمدتاً اجباری خواهند داد. نکته‌ی قابل‌ تأمل این‌که کودکان به دلیل عدم رشد کامل و نقص در قوه‌ی تشخیص بیش‌تر در معرض فریفته‌شدن در قبال مشوق‌های به ظاهر جذاب این قانون خواهند بود و این کودک‌ــ‌همسران در سطح وسیعی با معضلاتی مانند بارداری‌های زودهنگام و ناخواسته، مرگ‌ومیر مادران و نوزادان و هم‌چنین کودک‌آزاری دست به گریبان خواهند شد. کودکانی نیز که حاصل این ازدواج‌های زودهنگام و نسنجیده‌اند ‌به تبع در خانواده‌ای ناهنجار‌ پا به عرصه وجود خواهند گذاشت و با چالش‌های و مخاطرات عمیق‌تری نسبت به والدین خود روبه‌رو خواهند شد.

در مجموع می‌توان گفت که در قانون حمایت از خانواده و جوانی جمعیت، کودکان از نگاه قانون‌گذار صرفاً در حدّ ابزاری برای رسیدن به اهداف و اعمال سیاست‌های حاکمیت تنزل یافته‌اند و این نگاه ابزاری و کمّی به کودکان، نتیجه‌ای جز ایجاد نسلی که از حمایت‌ها و امکانات حداقلی مادی و عاطفی برخوردار نیستند، نخواهد داشت.

ماهنامه خط صلح


Monday, January 3, 2022

-

 در فرهنگ ایرانی به دختربچه ۱۰ ساله زن نمی‌گوییم...

ترویج کودک‌ همسری در کتب درسی که فرسنگ‌ها با جامعه ایران فاصله دارد. اما به‌راستی هدف از نگارش این کتاب چه بوده است؟

در این کتاب درباره آمار زنان ۱۰ سال به بالایی که هرگز ازدواج نکرده‌اند تاکید شده و به‌شیوه‌ای رندانه و موذیانه سعی در القای نگاه زن‌پندار به دختربچه‌های ۱۰ساله داشته است. گویی که هر تن زنانه‌ای ولو کودک آماده پذیرش زندگی زناشویی و ملزومات آن است.

این کتاب در بخشی دیگر به مخاطبان خود که دختران پایه دوازدهم هستند می‌گوید همیشه برای تحصیل وقت هست، اما برای ازدواج نه! به نظر می‌رسد این کتاب بیش‌تر از آن‌که به دانش‌آموزان راه و رسم درست زندگی را بیاموزد دستاویزی برای خندیدن عده‌ای و ایجاد نگرانی برای افرادی شده است که به خوبی از تبعات کودک‌ همسری آگاهند.

این سبک از تالیف کتب درسی نشان‌دهنده آن است که آموزش‌ و پرورش و متولیان تدوین این کتاب‌ها هیچ شناختی از جامعه و نیازهای دانش‌آموزان ندارند و شوربختانه در این راه هم از افراد باتجربه و صاحب‌نظر بهره نمی‌گیرند. برای نمونه آموزش‌ و پرورش هرگز از تجربه آموزگاران باتجربه و کارآمد در حوزه تالیف و نوشتن کتب درسی استفاده نکرده است.

به‌ گزارش جامعه ۲۴، نکته غیرعلمی که در این کتاب آمده در مورد آمار وضعیت زناشویی در کشور است که سن زنان آماده ازدواج را از ۱۰ سالگی در نظر می‌گیرد. برخی کارشناسان این کار را مصداق کودک‌ همسری دانسته‌اند و نسبت به آن واکنش نشان داده‌اند. دکتر هامون سبطی، مدیر انتشارات دریافت و کنش‌گر آموزشی در این مورد می‌گوید: شیوه و هدف آموزش‌ و پرورش در نوشتن این کتاب با اهدافی که در تمامی این سال‌ها داشته است تفاوت چندانی ندارد راهی که به مقصد نرسیده و نمی‌رسد. ایدئولوژیک‌ کردن آموزش‌ و پرورش در هیچ جامعه‌ای هرگز نتوانسته مردم را به‌سوی دین هدایت کند و اتفاقا همواره آن‌چنان‌که در جامعه خودمان شاهد آن هستیم نتیجه عکس داده است. او ادامه می‌دهد: شوربختانه دفتر تالیف وزارت آموزش‌ و پرورش خود را با دیوار‌های بلند حاشا احاطه کرده است و براساس قوانین شورای عالی این نهاد عمل نمی‌کند. براساس این قوانین آموزش‌ و پرورش موظف است در تالیف کتب درسی از نخبگان و افراد باتجربه خارج از دایره وزارت آموزش‌ و پرورش استفاده کند که در عمل هرگز شاهد چنین رویکردی نبوده‌ایم.

دکتر هامون سبطی از دستاورد‌های این کتاب برای جامعه می‌گوید و ماجرا را فراتر از دستمایه خنده قراردادن آن می‌داند و می‌گوید: موضوع ژرف‌تر از این است. افرادی که با این کتاب و نوع نگاهش هم‌سو و هم‌اندیشه هستند با خواندن آن به دانسته‌هایشان افزوده نمی‌شود و بود و نبود این کتاب تاثیری در روند فکری آن‌ها نخواهد داشت، اما کسانی‌که نگاه دیگری دارند با خواندن آن بر میزان خشمشان افزوده می‌شود و بیش‌ از پیش از سیستم آموزشی کشور ناامید و دلسرد می‌شوند. این کارشناس آموزشی در این زمینه می‌گوید: در فرهنگ ایرانی هرگز به یک دختربچه ۱۰ ساله زن نمی‌گوییم اگرچه باتوجه به تنوع فرهنگی و قومی که در کشور وجود دارد ممکن است در برخی از مناطق این ماجرا وجود داشته باشد، اما نگاه و فرهنگ معیار و غالب ایرانی این‌گونه نیست و در آن یک دختربچه ۱۰ ساله هرگز زن محسوب نمی‌شود

-

 

بهاره سلیمانی جهت تحمل حبس راهی زندان اوین شد ...

بهاره سلیمانی مرداد ماه سال جاری به همراه شماری دیگر از متهمان سیاسی توسط شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب تهران به ریاست قاضی ایمان افشاری محاکمه و از بابت اتهام “مشارکت در اداره گروه غیرقانونی” و “فعالیت تبلیغی علیه نظام” به ۶ سال و ۸ ماه حبس تعزیری محکوم شد.

بهاره سلیمانی که به بیماری آسم مبتلا است، علیرغم درخواست ارسال پرونده از اجرای احکام دادسرای اوین به پزشکی قانونی، جهت اجرای حکم به زندان معرفی شد. جلسه نخست دادگاه رسیدگی به اتهامات این شهروندان در تاریخ ۸ اردیبهشت‌ماه و جلسه دوم در تاریخ ۲۳ خردادماه در این شعبه برگزار شده بود.

بهاره سلیمانی پیشتر در تاریخ ۲۵ مهرماه سال ۹۹ توسط مامورانی که خود را از پلیس امنیت معرفی کرده بودند، بازداشت و اواسط بهمن‌ماه با پایان مراحل بازجویی از بازداشتگاه اطلاعات سپاه موسوم به بند دو الف زندان اوین به بند زنان این زندان منتقل شد. نیروهای امنیتی در حین بازداشت اقدام به تفتیش منزل پدر و مادر این شهروند کردند و پس از آن به منزل خانم سلیمانی در تهران رفته و آنجا را نیز تفتیش کردند. در جریان این بازرسی‌ها تعدادی از وسایل شخصی خانم سلیمانی و خانواده‌اش ازجمله کامپیوتر، تلفن همراه، کتاب، سی‌دی و فلاپی توسط ماموران ضبط شد. وی نهایتا در تاریخ ۶ اسفندماه سال ۹۹ با تودیع قرار وثیقه به صورت موقت و تا پایان مراحل دادرسی از زندان اوین آزاد شد. بهاره سلیمانی، ۴۴ ساله و شهروند ساکن تهران است. وی از بیماری ریوی رنج می‌برد.

شبکه خبری هرانا


Sunday, January 2, 2022

-

 گزارشی از بازداشت و تفتیش منزل ۷ شهروند بهائی توسط نیروهای امنیتی در ماهشهر...

خبرگزاری هرانا – جمال افشار، بهزاد افشار، فریده فرزانه، مهران افشار، اعظم افشار، کیومرث افشار و گلنوش افشار، شهروندان بهائی ساکن ماهشهر روز دوشنبه ۶ دیماه توسط نیروهای امنیتی بازداشت شدند. از میان این افراد جمال افشار و بهزاد افشار به بازداشتگاه یک نهاد امنیتی در اهواز منتقل شده و ۵ تن دیگر ساعاتی پس از بازداشت آزاد شدند. نیروهای امنیتی در زمان بازداشت اقدام به بازرسی منزل کرده و شماری از وسایل شخصی این شهروندان را با خود برده‌اند.

به گزارش خبرگزاری هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، روز دوشنبه ۶ دیماه ۱۴۰۰، جمال افشار، بهزاد افشار، فریده فرزانه، مهران افشار، اعظم افشار، کیومرث افشار و گلنوش افشار، شهروندان بهائی ساکن ماهشهر توسط نیروهای امنیتی بازداشت شدند.

از میان این افراد فریده فرزانه، مهران افشار، اعظم افشار، کیومرث افشار و گلنوش افشار ساعاتی بعد آزاد شده و روز بعد جمال افشار و بهزاد افشار به بازداشتگاه یک نهاد امنیتی در اهواز منتقل شده و از آن زمان تاکنون در بازداشت بسر می‌برند. نیروهای امنیتی در زمان بازداشت اقدام به بازرسی منزل کرده و شماری از وسایل شخصی این شهروندان را با خود برده‌اند. به علاوه مهران افشار، اعظم افشار و گلنوش افشار یک روز بعد مجددا به یک نهاد امنیتی احضار و ساعاتی بعد آزاد شدند.

اسکایلر تامپسون، مسئول روابط خارجی مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، در رابطه با این خبر گفت: این سازمان به شدت اعمال تبعیض آمیز علیه اقلیت های مذهبی در ایران را محکوم می کند. ما از ایران می‌خواهیم که گام‌های مشخصی بردارد تا اطمینان حاصل شود که ایرانیان بخصوص شهروندان بهایی می‌توانند از آزادی‌های مذهبی، از جمله انجام آزادانه امور مذهبی مورد نظر خود برخوردار شوند.

شهروندان بهائی در ایران از آزادی‌های مرتبط به باورهای دینی محروم هستند، این محرومیت سیستماتیک در حالی است که طبق ماده ۱۸ اعلامیه جهانی حقوق بشر و ماده ۱۸ میثاق بین‌المللی حقوق مدنی و سیاسی هر شخصی حق دارد از آزادی دین و تغییر دین با اعتقاد و همچنین آزادی اظهار آن به طور فردی یا جمعی و به طور علنی یا در خفا برخوردار باشد.

بر اساس منابع غیررسمی در ایران بیش از سیصد هزار شهروند بهائی وجود دارد اما قانون اساسی ایران فقط اسلام، مسیحیت، یهودیت و زرتشتی گری را به رسمیت شناخته و مذهب بهائیان را به رسمیت نمی‌شناسد. به همین دلیل طی سالیان گذشته همواره حقوق بهائیان در ایران به صورت سیستماتیک نقض شده است...


Saturday, January 1, 2022

-

 قربانی کودک همسری، به دلیل درخواست طلاق به دست همسرش به قتل رسید...

خبرگزاری هرانا – شب پنجشنبه ۹ دی‌ماه، یک زن قربانی کودک همسری و خشونت خانگی در منطقه گلزار شهر شوشتر، به علت درخواست طلاق با شلیک اسلحه توسط همسرش به قتل رسید. فرد ضارب نیز پس از این واقعه خودکشی کرد. هویت این زن، نگین درویشی حدود ۲۴ ساله و دارای یک فرزند ۳ ساله، توسط هرانا احراز شده است. به گفته یک منبع مطلع وی در حالی که کمتر از ۱۸ سال سن داشت با اجبار خانواده تن به ازدواج داده و سالها از سوی همسرش مورد خشونت خانگی قرار داشت.

این منبع مطلع در این خصوص به هرانا گفت: نگین که مدتی قبل به دلیل اختلاف با همسرش و خشونت خانگی که سالها متحمل شده بود برای چندمین بار به منزل خانواده خود رفته بود، شب واقعه به اصرار بزرگان فامیل به خانه همسرش بازگشت و نهایتا به دلیل درخواست طلاق، توسط همسرش با شلیک اسلحه به قتل رسید. همسرش نیز پس از این واقعه اقدام به خودکشی کرد و جان باخت.


-

 هه‌نگاو: طی سال گذشته میلادی ده‌ها شهروند کُرد در شهرهای مختلف کُردستان به زندگی خود پایان داده‌اند که دلیل بیشتر این خودکشی‌ها اختلافات خانوادگی و فقر و بیکاری بوده است. 

با استناد به آمار ثبت شده در مرکز آمار و اسناد سازمان حقوق بشری هه‌نگاو، طی سال ۲۰۲۱ میلادی دست‌کم ۲۴۴ شهروند (۱۰۶ زن و ۱۳۸ مرد) در شهرهای مختلف کُردستان به زندگی خود پایان داده‌اند که ۵۲ مورد کل این موارد (۲۱.۳٪) نوجوانان زیر ۱۸ سال بوده‌اند. 

بیشترین موارد خودکشی در استان آِذربایجان‌غربی (ارومیه) ثبت شده که ۱۰۵ مورد بوده و دلیل بیشترین خودکشی‌ها نیز با ۱۲۴ مورد مشکلات و اختلافات خانوادگی بوده‌است. 

طی سال گذشته دست‌کم ۳ دختر به دلیل ازدواج اجباری و یا مخالفت باز ازدواج توسط خانواده به زندگی خود پایان داده‌اند و تقریباً ۶۳.۵٪ این موارد (۱۵۵ مورد) از طریق حلق آویز کردن اقدام به خودکشی کرده‌اند. 

گزارش از هه‌نگاو"

-

 Happy New Year 

سال نو میلادی مبارک